امید یک انتخاب است

شما دو انتخاب دارید: یا به خودخواهی‌تان ادامه دهید یا آگاهی را تمرین کرده و از آن درس بگیرید.

به گزارش پایگاه خبری موفقیت‌شناسی به نقل از فوربس، دکتر شائوچینگ سان، نویسنده کتاب‌های فوربس، در یادداشتی نوشت: در چند مقاله گذشته، به اشتراک گذاشته‌ام که بسیاری از چالش‌هایی که در کسب‌وکار و زندگی با آن‌ها مواجه هستیم، صرفاً استراتژیک یا عملیاتی نیستند، بلکه ریشه در هویت دارند.

من بررسی کرده‌ام که چگونه ما اغلب ارزش خود را به عملکردمان گره می‌زنیم، چگونه خودخواهی بی‌سروصدا واکنش‌های ما را هدایت می‌کند و چگونه همین طرز فکر مشکلاتی ایجاد می‌کند و در عین حال ما را به سمت راه‌حل‌های کوتاه‌مدتی سوق می‌دهد که هرگز ریشه مشکلات را برطرف نمی‌کنند.

همچنین نشان داده‌ام که تغییر واقعی با خودآگاهی آغاز می‌شود؛ یعنی یادگیری جدا کردن خود از افکار و احساساتتان، تمرین لحظات کوچک آگاهی و انتخاب تحول بلندمدت به جای تسکین فوری. زیرا وقتی از واکنش ناخودآگاه به پاسخ واضح تغییر می‌کنید، همه چیز از تصمیمات شما گرفته تا رهبری شما شروع به تغییر می‌کند.

هر چه بیشتر به اشتراک می‌گذارم، بیشتر با رهبرانی مواجه می‌شوم که هنوز احساس درماندگی و ناامیدی می‌کنند. اما این چیزی است که من کشف کرده‌ام: امید یک حالت روحی نیست؛ امید یک تصمیم است.

این را می‌گویم چون افراد بسیار موفقی را دیده‌ام که منتظر یک لحظه مناسب برای تغییر زندگی‌شان بوده‌اند و در این فرآیند، تصادفاً انتخاب‌های وحشتناکی کرده‌اند. آن‌ها تصمیم نمی‌گیرند، بلکه زندگی برایشان تصمیم می‌گیرد. منطقه امن به پیش‌فرض تبدیل می‌شود و پیش‌فرض بی‌سروصدا به زندان تبدیل می‌شود.

انتخاب نکردن، خود انتخاب کردن است

در کسب‌وکار، رهبران به ندرت می‌گویند: «من ترجیح می‌دهم راکد بمانم.» آن‌ها می‌گویند: «منتظر شفافیت هستم» یا «خیلی سرم شلوغ است» یا «الان زمان مناسبی نیست».

این جملات معمولی هستند، اما در عین حال تصمیم هم محسوب می‌شوند.

اقتصاد رفتاری دهه‌هاست که این الگو را مطالعه کرده است. یک مفهوم کلاسیک «سوگیری وضع موجود» است که به تمایل ما به پایبندی به گزینه پیش‌فرض حتی زمانی که تغییر بهتر است، اشاره دارد. در یک مقاله مهم، محققان نشان دادند که مردم در بسیاری از سناریوهای تصمیم‌گیری در دنیای واقعی، به طور نامتناسبی گزینه موجود را انتخاب می‌کنند.

منطقه امن شما فقط یک احساس نیست؛ این یک الگوی شناختی است. مغز شما چیزهای آشنا را ترجیح می‌دهد زیرا چیزهای آشنا احساس امنیت بیشتری به شما می‌دهند.

این چیزی است که در یک تقویم رهبری مدرن به نظر می‌رسد: همان جلسات، همان مشکلات و همان برنامه «سه‌ماهه‌ی بعدی روی سلامتی‌ام تمرکز خواهم کرد». هیچ چیز فاجعه‌آمیز نیست، بنابراین هیچ چیز فوری نیست. اما هزینه‌ها انباشته می‌شوند. هر انتخاب به تعویق افتاده‌ای به بدهی تصمیم‌گیری تبدیل می‌شود و شما به خاطر اضطراب، اتلاف انرژی و فرصت‌های از دست رفته، هزینه می‌پردازید.

وقتی این را ببینید، مکالمه تغییر می‌کند. دیگر با خودتان در مورد انگیزه بحث نمی‌کنید و شروع به طراحی بر اساس یک سوگیری انسانی قابل پیش‌بینی می‌کنید.

فقط دو جهت وجود دارد

دو مسیر وجود دارد که می‌توانید انتخاب کنید. انتخاب اول این است که به غرور خود ادامه دهید؛ اجازه دهید هویت با عملکرد، تصویر و کنترل در هم آمیخته بماند. شما به دنبال قطعیت هستید، سریع واکنش نشان می‌دهید، خودتان را ثابت می‌کنید و منتظر می‌مانید تا نیروهای درد تغییر کنند.

انتخاب دوم، تمرین آگاهی و رهبری از آن است. شما هویت خود را از افکار و احساساتتان جدا می‌کنید. مکث می‌کنید، مشاهده می‌کنید، با وضوح تصمیم می‌گیرید و عمداً ناراحتی را انتخاب می‌کنید، قبل از اینکه فرسودگی شغلی آن را برای شما انتخاب کند.

مسیر دوم آسان نیست، اما وقتی ذهنتان تمام روز با واقعیت مبارزه نمی‌کند، سبک‌تر می‌شود.

متوجه شده‌ام که رهبران اغلب معتقدند که «گزینه‌های زیادی» دارند و از نظر تاکتیکی واقعاً هم همینطور است. اما در عمیق‌ترین سطح، اکثر گزینه‌ها به همان دو جهت ختم می‌شوند: به سمت عادت ناخودآگاه یا به سمت انتخاب آگاهانه.
قاطعیت پرخاشگری نیست – صداقت است

بعضی از رهبران وقتی کلمه «تصمیم گرفتن» را می‌شنوند، فکر می‌کنند که به معنای عجله کردن است، اما منظور من این نیست.

قاطعیت، در بهترین حالت، نشان‌دهنده‌ی صداقت است و به واقع همسو بودن ارزش‌ها و اعمال شما در طول زمان. به قول یکی از نویسندگان، «قاطعیت، آزمون رهبری مؤثر است.» از دیدگاه آگاهی، قاطعیت با یک سوال آغاز می‌شود: «چه چیزی اعمال من را هدایت می‌کند – ترس یا هدف؟»

وقتی این سوال را جدی می‌پرسید، طبیعتاً سرعتتان کم می‌شود، حتی اگر این فرآیند تنها ده ثانیه طول بکشد. من به آن «بررسی سه نفس» می‌گویم: نفس اول: بدن خود را حس کنید. نفس دوم: احساس (فشار، ترس، هیجان) را نام ببرید. نفس سوم: کوچک‌ترین عملی را که با ارزش‌های شما همسو است، انتخاب کنید.

امید من برای شما این است: لازم نیست منتظر بمانید تا رنج کشیدن برایتان شجاعت ایجاد کند. می‌توانید در حالی که زندگی‌تان هنوز در جریان است، گام بعدی خود را انتخاب کنید. یک تصمیم را که به تعویق انداخته‌اید، انتخاب کنید. آن را کوچک‌تر و صادقانه‌تر کنید و سپس امروز انجام دهید.

امید یک ایده نیست؛ انتخابی است که باید آن را تمرین کنید.

انتهای پیام/

خبرنگار
ندا طاقی آغمیونی
منبع
فوربس

موسس و مدیرمسئول: دکتر محمدعلی نژادیان

پایگاه خبری موفقیت‌شناسی | هدف ما امیدآفرینی در جامعه و ایجاد حس خوب و مثبت است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا