روان‌شناسی صنعتی و سازمانی؛ کیمیاگری نوین در قلب اکوسیستم کارآفرینی ایران

در دنیای پویای کارآفرینی، بزرگ‌ترین دارایی هر سازمان نه تکنولوژی است و نه سرمایه، بلکه “انسان” است؛ متغیری پیچیده که در اکوسیستم کسب‌وکار ایران، اغلب در سایه‌ی مدل‌های سنتی مدیریت نادیده گرفته شده است. این یادداشت از دیدگاه یک متخصص کارآفرینی، به واکاوی رشته‌ی “روان‌شناسی صنعتی و سازمانی” می‌پردازد؛ تخصصی که با وجود غربت فعلی‌اش در فضای اجرایی کشور، کلید گمشده‌ی بهره‌وری محسوب می‌شود و به زودی به عنوان حیاتی‌ترین پیشران تعالی و رقابت‌پذیری در آینده‌ی سازمان‌های پیشرو ایرانی، جایگاه واقعی خود را بازخواهد یافت.

به گزارش پایگاه خبری موفقیت شناسی، دکتر رضا بازگیر در یادداشتی نوشت: به عنوان کسی که سال‌ها در فضای کارآفرینی و راه‌اندازی کسب‌وکارهای نوپا فعالیت کرده‌ام، با قاطعیت می‌گویم که بزرگ‌ترین چالش امروز مدیران و بنیان‌گذاران در ایران، نه کمبود نقدینگی است و نه تحریم‌های خارجی؛ بلکه بحرانی خاموش به نام «ناکارآمدی سرمایه‌های انسانی» است که ریشه در نادیده گرفتن دانش روان‌شناسی صنعتی و سازمانی دارد. روان‌شناسی صنعتی و سازمانی در حقیقت دانشی است که به ما می‌گوید چگونه «انسان» را به عنوان پیچیده‌ترین متغیر هر سیستم، به درستی درک، انتخاب و هدایت کنیم. متأسفانه در لایه‌های مدیریتی ما، هنوز این تصور غلط حاکم است که مدیریت منابع انسانی صرفاً به معنای پرداخت حقوق و دستمزد و ثبت ورود و خروج است. اما از نگاه یک متخصص کارآفرینی، هر سازمانی یک موجود زنده‌ی منحصر‌به‌فرد است که از هزاران لایه‌ی روانی، عاطفی و رفتاری تشکیل شده و اگر این لایه‌ها با متدولوژی‌های علمی روان‌شناسی واکاوی نشوند، بهترین استراتژی‌های کسب‌وکار نیز در عمل با شکست مواجه خواهند شد. ضرورت این رشته در ایران امروز، از آنجا ناشی می‌شود که ما در دوره‌ی گذار از مدیریت سنتی به مدیریت مدرن هستیم و برای این گذار، به متخصصانی نیاز داریم که بتوانند روح سازمان را تحلیل کنند.

غربت و انزوای رشته‌ی روان‌شناسی صنعتی و سازمانی در فضای آکادمیک و اجرایی ایران، پارادوکس عجیبی است؛ چرا که دقیقاً در زمانی که بیشترین نیاز به افزایش بهره‌وری داریم، کمترین توجه را به تنها علمی که متولی مستقیم بهره‌وری انسانی است، نشان می‌دهیم. بسیاری از مدیران ما هنوز نمی‌دانند که پدیده‌هایی مثل فرسودگی شغلی، ترک خدمت استعدادهای کلیدی و تعارضات فرساینده‌ی بین‌فردی، راهکارهای مدیریتی صِرف ندارند، بلکه نیازمند مداخلات روان‌شناختی دقیق هستند. در ایران، این رشته به دلیل عدم شناخت کافی، اغلب با روان ‌شناسی بالینی یا مدیریت عمومی اشتباه گرفته می‌شود، در حالی که هویت اصلی آن در «بهینه‌سازی تعامل انسان و کار» نهفته است. نادیده گرفتن این تخصص باعث شده است که هزینه‌های پنهان بسیاری بر پیکره‌ی کسب‌وکارهای ایرانی تحمیل شود؛ هزینه‌هایی که ناشی از استخدام‌های اشتباه، عدم تناسب شغل با شخصیت و محیط‌های کاری سمی است که خلاقیت را در نطفه خفه می‌کنند. این ناآشنایی ملی با ظرفیت‌های این رشته، باعث شده است که ما پتانسیل‌های عظیمی از نیروی کار جوان و مستعدمان را در فرآیندهای سنتی و ملال‌آور هدر بدهیم، در حالی که روان‌شناسی صنعتی و سازمانی می‌توانست همان پلی باشد که استعداد فردی را به ثروت ملی تبدیل می‌کند.

از نگاه استراتژیک، روان‌شناسی صنعتی و سازمانی در ایران نه یک رشته‌ی لوکس و فانتزی، بلکه یک «ضرورت بقا» برای هر کارآفرینی است که سودای توسعه‌ی پایدار دارد. وقتی از راه‌اندازی کسب‌وکار صحبت می‌کنیم، در واقع از ساختن یک «فرهنگ» حرف می‌زنیم و فرهنگ سازمان چیزی نیست جز مجموعه‌ی الگوهای رفتاری و روانی افراد. در ایران که با نوسانات اقتصادی و فشارهای محیطی شدیدی روبرو هستیم، تاب‌آوری سازمانی اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند. متخصص روان‌شناسی صنعتی و سازمانی می‌تواند به مدیران کمک کند تا سیستم‌هایی طراحی کنند که حتی در اوج بحران، انگیزه و سلامت روان کارکنان حفظ شود. این تخصص با تحلیل آرایش مشاغل، ارگونومی ذهنی و ساختارهای پاداش غیرمادی، به ما می‌آموزد که چگونه سازمان را به مکانی تبدیل کنیم که افراد نه از روی اجبار، بلکه با اشتیاق در آن فعالیت کنند. توجه به این رشته به معنای ارتقای سطح هوشمندی کسب‌وکار است؛ چرا که تفاوت یک سازمان معمولی با یک سازمان تراز اول، در نوع نگاه آن‌ها به پیچیدگی‌های رفتاری کارکنانشان است و ما در ایران به شدت به این نگاه ظریف و علمی برای بازسازی ساختارهای از کار افتاده‌ی اداری و صنعتی‌مان نیاز داریم.

آینده‌ی روان‌شناسی صنعتی و سازمانی در ایران، به اعتقاد من، بسیار درخشان و پرتقاضا خواهد بود، زیرا ما در حال ورود به عصری هستیم که در آن «تجربه‌ی زیسته‌ی کارکنان» به مزیت رقابتی اصلی تبدیل می‌شود. با ورود نسل‌های جدید (مثل نسل زد) به بازار کار ایران که ارزش‌های متفاوتی نسبت به نسل‌های قبل دارند و دیگر به مدل‌های دستوری و سلسله‌مراتبی تن نمی‌دهند، تقاضا برای متخصصانی که بتوانند این تفاوت‌های نسلی را مدیریت کنند و محیط‌های کاری منعطف و معناگرا بسازند، به شدت افزایش خواهد یافت. استارت‌آپ‌های بزرگ ایرانی و شرکت‌های دانش‌بنیان، پیش‌قراولان این حرکت خواهند بود و به زودی متوجه خواهند شد که بدون داشتن پیوست روان‌شناختی برای پروژه‌های تحول خود، نمی‌توانند در مقیاس‌های بزرگ دوام بیاورند. با دیدگاه آینده پژوهی، پیش‌بینی می‌کنم که در دهه‌ی آینده، سمت‌های ارشد «مدیر فرهنگ سازمانی» یا «رهبر سرمایه‌های انسانی» در ایران، لزوماً باید توسط متخصصان این رشته اشغال شود. بازار کار ایران به سمتی حرکت می‌کند که دیگر مدرک مدیریت محض کافی نیست و فهم عمیق رفتارهای انسانی، به گران‌بهاترین دارایی یک مشاور کسب‌وکار تبدیل خواهد شد. این رشته در ایران در حال خروج از سایه است و به زودی به صدر لیست اولویت‌های استخدامی سازمان‌های پیشرو باز خواهد گشت.

یکی از دلایل خوش‌بینی من به آینده‌ی این رشته در ایران، بلوغ تدریجی اکوسیستم کارآفرینی و گذار از «رقابت مبتنی بر منابع» به «رقابت مبتنی بر دانش و خلاقیت» است. در اقتصادی که خلاقیت حرف اول را می‌زند، سازمان‌ها متوجه می‌شوند که نمی‌توانند با نگاه‌های مکانیکی، نوآوری را استخراج کنند. آن‌ها به روان‌شناسی صنعتی و سازمانی نیاز دارند تا بفهمند چگونه فضای روانی امنیت را در تیم‌ها ایجاد کنند تا افراد جرأت ریسک کردن و ارائه ایده‌های نو را داشته باشند. این نیاز در ایران که سرشار از استعدادهای انسانی باهوش است، بسیار حیاتی‌تر است؛ چرا که ما نیاز داریم این هوش فردی را در قالب ساختارهای سازمانی علمی، هم‌افزا کنیم. از سوی دیگر، افزایش آگاهی عمومی درباره‌ی سلامت روان باعث شده است که کارکنان دیگر حاضر نباشند به هر قیمتی در محیط‌های کاری آسیب‌زا بمانند. این فشار از پایین به بالا، سازمان‌های ایرانی را مجبور خواهد کرد تا به سمت تخصص‌های روان‌شناسی کار حرکت کنند. بنابراین، کسانی که امروز در این رشته تحصیل می‌کنند یا مهارت‌های آن را فرا می‌گیرند، در واقع در حال آماده‌سازی خود برای رهبری موج جدید توسعه‌ی اقتصادی ایران هستند که بر پایه‌ی «انسان‌محوری» بنا خواهد شد. در نهایت، باید تأکید کنم که روان‌شناسی صنعتی و سازمانی، نه تنها یک حرفه، بلکه ابزاری برای «ملت‌سازی» و بهبود بهره‌وری کلان در ایران است. هر کسب‌وکاری که با اصول علمیِ روان‌شناسی بازطراحی شود، هر کارخانه‌ای که رضایت شغلی را در قلب خط تولید خود قرار دهد و هر مدیری که به جای مچ‌گیری، به دنبال توانمندسازی روانی تیمش باشد، گامی بزرگ در جهت توسعه‌ی کشور برداشته است. من به عنوان یک متخصص کارآفرینی، آینده‌ی درخشانی را می‌بینم که در آن، واژه‌ی «کار» در ایران دیگر مترادف با خستگی و اجبار نیست، بلکه با مفاهیمی چون «رشد»، «هویت» و «اثربخشی» گره خورده است. این تحول مدیون رشته‌ای خواهد بود که امروز شاید هنوز غریب باشد، اما فردا ستون فقرات سازمان‌های موفق ایرانی را تشکیل خواهد داد. توصیه من به تمام دانشجویان و فعالان حوزه‌ی کسب‌وکار این است که این فرصت طلایی را غنیمت بشمارند و با تجهیز خود به دانش روان‌شناسی صنعتی و سازمانی، به معماران نوین دنیای کار در ایران تبدیل شوند؛ چرا که زیباترین و پرسودترین فصل کتاب مدیریت در ایران، هنوز نوشته نشده و قلم آن در دستان متخصصان این رشته است.

انتهای پیام/

خبرنگار
رضا بازگیر
منبع
موفقیت شناسی

موسس و مدیرمسئول: دکتر محمدعلی نژادیان

پایگاه خبری موفقیت‌شناسی | هدف ما امیدآفرینی در جامعه و ایجاد حس خوب و مثبت است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا