الزامات ارتباطی دولت، دانشگاه و رسانه در دوره جنگ و پساجنگ

نشست «الزامات ارتباطی دولت، دانشگاه و رسانه در دوره جنگ و پساجنگ» با تمرکز بر نسبت میان دانشگاه، رسانه و حاکمیت، از سوی معاونت پژوهشی دانشگاه علامه طباطبائی در فضایی برگزار شد که از همان ابتدا روشن بود هدف آن صرفاً بازخوانی یک بحران نیست، بلکه یافتن راهی برای بازسازی پیوند میان دانش، تصمیم و افکار عمومی است.
به گزارش پایگاه خبری موفقیت شناسی، دانشگاه علامه طباطبائی نیز در دوره مدیریت نوین خود از ۱۴۰۳ تاکنون و با اتخاذ راهبرد حلمسئلهمحور، کوشیده است در جهت پیشبرد مصالح عمومی و از رهگذر کمک فکری به حل مسائل کشور حرکت کند.
محور اصلی گفتوگوها بر این ایده استوار بود که در شرایط جنگ و پساجنگ، اگر دانش دانشگاهی نتواند از مسیر رسانه به زبان جامعه ترجمه شود، نهتنها در ساحت سیاست اثرگذار نخواهد بود، بلکه فاصله میان نهاد قدرت و جامعه مدنی نیز عمیقتر خواهد شد. برگزارکنندگان نشست بر این نکته تأکید داشتند که رسانه در این میان تنها ابزاری برای انتقال خبر نیست، بلکه واسطهای استراتژیک برای تبدیل گزارشهای سیاستی، تحلیلهای دانشگاهی و تجربههای کارشناسی به نیرویی برای ترمیم اعتماد عمومی و احیای عقلانیت در تصمیمسازیهای کلان کشور است.
در آغاز نشست، رئیس دانشگاه علامه طباطبائی، با تأکید بر همافزایی دانشگاه و رسانه، سه نقش محوری برای دانشگاهیان در مواجهه با بحرانهای نظامی و امنیتی را برشمرد.
شجاع احمدوند، نخست از دانشگاهیان بهمثابه «مورخان لحظهای» یاد کرد؛ کسانی که باید در شبکههای اجتماعی و جمعهای تخصصی حضور فعال داشته باشند تا رویدادها بهصورت روشمند ثبت شوند و میدان به شایعه، دادههای پراکنده و «عقدهگشاییهای مجازی» واگذار نشود.
وی سپس بر ضرورت نقد «روایتهای بیگانه» در جنگ روایتها تأکید کرد و گفت دانشگاه باید بتواند لایههای پنهان روایتسازیهای هدفمند، بهویژه در ادبیات رسانهای چهرههایی چون ترامپ، را برای جامعه روشن کند.
سومین کارکردی که او برای دانشگاه برشمرد، نقش «پل ارتباطی با جهان» بود؛ نقشی که بهزعم او از راه شبکههای بینالمللی استادان میتواند واقعیتهای داخلی را به مخاطبان جهانی منتقل کند و در برابر تصویرسازیهای هراسافکنانه رسانههای خارجی، سازوکار راستیآزمایی متقابل را فعال سازد.
احمدوند در بخش دیگری از سخنان خود، از ضرورت شکلگیری یک «اتاق فکر مشترک» میان دانشگاه، رسانه و نهادهای اجرایی سخن گفت؛ سازوکاری که بتواند در شرایط بحران، میان تحلیل دانشگاهی، سیاستگذاری و روایت رسانهای هماهنگی ایجاد کند و مانع از چندصداییهای فرساینده و واکنشهای دیرهنگام شود.
او همچنین بر آموزش گسترده سواد رسانهای به دانشجویان تأکید کرد و هشدار داد که در دوره جنگ روایتها، حتی بازنشر ناخواسته یک تصویر یا خبر نادرست میتواند به بخشی از عملیات روانی علیه جامعه تبدیل شود.
از نگاه او، دانشگاه باید نسل جدیدی از کنشگران آگاه تربیت کند که نهتنها مصرفکننده خبر، بلکه توانا به تشخیص، راستیآزمایی و مدیریت مسئولانه اطلاعات باشند.
احمدوند در ادامه، آموزش «گزارشنویسی بینالمللی» را نیز ضروری دانست و تأکید کرد که ایران برای اثرگذاری بر افکار عمومی جهانی، نیازمند تربیت نیروهایی است که بتوانند روایتهای داخلی را با زبان حرفهای، مستند و قابل فهم برای رسانهها و مخاطبان جهانی بازنویسی کنند.
او در جمعبندی این بخش، با اشاره به پیامدهای روانی جنگ، تصریح کرد که بازسازی روحی و روانی جامعه در دوره پساجنگ، بسا مهمتر از بازسازی ساختمانها و خرابیهای فیزیکی است؛ زیرا اگر جامعه از درون فرسوده و ناامید شود، بازسازی زیرساختها بهتنهایی قادر به احیای سرمایه اجتماعی نخواهد بود.
وجه پیشنهادی سخنان احمدوند آن بود که دانشگاه، اگر در میدان بحران حضور نداشته باشد، دیر یا زود به ناظری خاموش بدل میشود؛ اما اگر حاضر باشد، میتواند هم ثبتکننده تاریخ باشد، هم میانجی فهم آن و هم بخشی از فرآیند ترمیم اجتماعی پس از بحران.
در ادامه این نشست، دکتر علی اسمعیلی اردکانی، استادیار گروه روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبائی، با اشاره به تدوین بیش از ۳۰ گزارش سیاستی با مشارکت بیش از ۲۵۰ استاد، پژوهشگر، سیاستمدار و تصمیمگیر فعلی و پیشین در یک سال گذشته، ضمن برشمردن مهمترین محورهای مورد توجه در این گزارشها ــ یعنی ابرچالشهای کشور در حوزه اقتصاد، سیاست خارجی، مهاجرت، سالمندی، روانشناسی اجتماعی، تحول نسلی، شکاف طبقاتی و مانند این ــ تأکید داشت که دانشگاه علامه در این گزارشها کوشش کرده است همه ظرفیتهای ملی را در کنار چالشهای موجود ببیند و راهبردها و توصیهها را بر همان مبنا تنظیم کند.
به گفته او، برخی نهادهای کلان سیاستگذار و تصمیمگیر این توصیهها را بهخوبی پذیرا بودند و با پیگیری مدیریتی، آنها را به اقدامات سیاستی درست و مؤثری تبدیل کردند؛ اقداماتی که اثرات مثبت آن نیز به دانشگاه گزارش شد. اما واقعیت این است که اغلب توصیهها در محور سیاست خارجی، امنیت ملی و اقتصاد، بهدلیل متولیان متکثر و پرشمار، مورد توجه قرار نگرفت و با تأسف، بسیاری از چالشهای گفته شده در توصیههای سیاستی دانشگاه در یک سال گذشته به وقوع پیوست یا بهعنوان پیامد همان تحولات در حال رخدادن است.
اسمعیلی اردکانی در ادامه بر این پرسش تأکید کرد که پس از فراز و فرودهای این مسیر، آمدهایم تا این پرسش را با دولت و رسانه در میان بگذاریم که آیا بهتر نیست بهجای اصرار دانشگاه برای رساندن توصیههایش به دولت، همزمان این توصیهها با ماهیت بهواقع تراژیک خود از راه رسانه با جامعه نیز به اشتراک گذاشته شود؟
او گفت پاسخ اولیه دانشگاه به این پرسش مثبت بوده، اما این هماندیشی فرصتی است تا پاسخ دیگران نیز شنیده شود.
به نظر او، اگر یافتههای دانشگاه از مسیر رسانه به جامعه مدنی منتقل شود، مردم بهواسطه آگاهیبخشی، توانمندتر میشوند و دولت نیز میتواند بار دیگر در جایگاه مجری قانون اساسی و ساماندهنده نظم عمومی، بازسازی شود؛ و آیا وضعیت، در این صورت، به شکلی مثبتتر قابل تنظیم نیست؟
اسمعیلی اردکانی افزود: رسانه این قابلیت را دارد که یافتههای دانشگاه را به زبان عمومی ترجمه کرده و در اختیار جامعه قرار دهد؛ فرآیندی که میتواند زمینه رشد اجتماعی و شکلگیری یک دولت ـ ملت قویتر را فراهم کند.
به باور او، این مسیر نهتنها به احیای امر سیاسی و تقویت ملزومات جامعه مدنی کمک میکند، بلکه در نهایت به قویتر شدن دولت مدنی نیز خواهد انجامید. در نگاه او، اگر این پیوند میان دانش و جامعه برقرار نشود، امید به احیای دولت مدنی بهتدریج رنگ میبازد.
پیشنهاد اصلی اسمعیلی اردکانی در این بخش، گذر از چرخه بسته تولید دانش و رسیدن به چرخه عمومی اثرگذاری بود؛ چرخهای که در آن دانشگاه فقط تولیدکننده متن نباشد، بلکه سازنده فهم عمومی از بحران نیز باشد.
سپس هادی خانیکی، استاد علم ارتباطات در دانشگاه علامه طباطبائی، با تحلیل جنگ در چهار میدان «نظامی»، «مردم»، «دیپلماسی» و «رسانه»، بر این نکته انگشت گذاشت که در میان این چهار عرصه، میدان رسانه ضعیفترین و همزمان تعیینکنندهترین میدان است.
او با اشاره به افزایش اعتماد عمومی به نیروهای مسلح، از ضرورت میانجیگری دانشگاه برای رویارویی با «قلدری سایبری» و بازگرداندن عقلانیت به فضای دوقطبی جامعه سخن گفت.
در روایت خانیکی، جنگ تنها در میدان نبرد رخ نمیدهد؛ بلکه در ذهنها، در زبانها و در شیوههای فهم واقعیت نیز جریان دارد. وجه پیشنهادی سخنان او، دفاع از عقلانیت ارتباطی بود؛ اینکه دانشگاه میتواند زبان خشونتزده و قطبیشده را به سوی گفتوگو، توازن و فهم متقابل سوق دهد.
سپس هادی خانیکی، استاد علم ارتباطات در دانشگاه علامه طباطبائی، با تحلیل جنگ در چهار میدان «نظامی»، «مردم»، «دیپلماسی» و «رسانه»، بر این نکته انگشت گذاشت که در میان این چهار عرصه، میدان رسانه ضعیفترین و همزمان تعیینکنندهترین میدان است.
او با اشاره به افزایش اعتماد عمومی به نیروهای مسلح، از ضرورت میانجیگری دانشگاه برای رویارویی با «قلدری سایبری» و بازگرداندن عقلانیت به فضای دوقطبی جامعه سخن گفت.
در روایت خانیکی، جنگ تنها در میدان نبرد رخ نمیدهد؛ بلکه در ذهنها، در زبانها و در شیوههای فهم واقعیت نیز جریان دارد. وجه پیشنهادی سخنان او، دفاع از عقلانیت ارتباطی بود؛ اینکه دانشگاه میتواند زبان خشونتزده و قطبیشده را به سوی گفتوگو، توازن و فهم متقابل سوق دهد.



