آنچه نظریه انگیزش در مورد استرس مالی به رهبران می‌آموزد

چرا پاداش، اعتماد به نفس و انضباط اجرایی، بیش از آنچه بسیاری از رهبران تصور می‌کنند، به هم مرتبط هستند؟

به گزارش پایگاه خبری موفقیت‌شناسی به نقل از فوربس، برنت گلیسون در یادداشتی نوشت: یکی از بزرگ‌ترین درس‌هایی که به عنوان یک رهبر آموخته‌ام این است که عملکرد به ندرت به دلیل کمبود استعداد افراد آسیب می‌بیند – به شرطی که افراد مناسبی را در اختیار داشته باشید. در بیشتر موارد، عملکرد تحت تأثیر حواس‌پرتی، نداشتن مسیر مشخص، فرسودگی شغلی یا کار تحت فشاری قرار می‌گیرد که رهبران همیشه نمی‌توانند آن را ببینند.

قوی‌ترین سازمان‌ها سرمایه‌گذاری‌های سنگینی روی توسعه رهبری، فرهنگ و مشارکت کارکنان انجام می‌دهند، زیرا می‌دانند که افراد وقتی روی مأموریت خود متمرکز هستند، بهترین عملکرد را دارند. اما یکی از کاربردی‌ترین درس‌های نظریه انگیزش، یکی از ساده‌ترین درس‌هایی است که رهبران به راحتی می‌توانند نادیده بگیرند: افراد نمی‌توانند به طور مداوم به سطوح بالاتر عملکرد برسند زمانی که دغدغه‌های سطح پایین‌تر توجه آنها را به خود جلب می‌کند. به همین دلیل است که استرس مالی اهمیت دارد.

رهبران اغلب در مورد هدف، مالکیت، پاسخگویی و عملکرد بالا صحبت می‌کنند. این موارد بسیار مهم هستند. اما اگر کارمندان نگران پرداخت قبوض، مدیریت بدهی، جذب تورم، پس‌انداز برای بازنشستگی یا مدیریت هزینه‌های غیرمنتظره باشند، ایجاد تمرکز کامل، خلاقیت و نظم اجرایی در کار پیش رویشان بسیار دشوارتر می‌شود. طبق نظرسنجی سلامت مالی کارکنان PwC در سال ۲۰۲۴، کارمندانی که تحت استرس مالی هستند، به طور قابل توجهی بیشتر احتمال دارد که در محل کار حواسشان پرت شود، هر هفته ساعت‌ها در طول ساعات کاری با مسائل مالی شخصی سر و کار داشته باشند و به طور فعال به دنبال شغل جدید باشند. این یافته‌ها یک درس مهم رهبری را تقویت می‌کنند: سلامت مالی صرفاً یک مسئله شخصی نیست، بلکه به طور فزاینده‌ای یک مسئله عملکرد، حفظ و اجرا است.

انگیزه با ثبات شروع می‌شود

بیشتر رهبران با نوعی از سلسله مراتب نیازهای مازلو آشنا هستند. در پایه هرم، نیازهای فیزیولوژیکی و ایمنی قرار دارند. در سطوح بالاتر، تعلق، احترام و خودشکوفایی وجود دارند. در سازمان‌های مدرن، ما اغلب می‌خواهیم کارمندان در بالای هرم فعالیت کنند: مالکیت را به دست بگیرند، نوآوری کنند، همکاری کنند، در ابهام رهبری کنند و به دنبال تعالی باشند.

اما رهبران نمی‌توانند بنیاد را نادیده بگیرند. اگر افراد از نظر مالی احساس ثبات نداشته باشند، احساس امنیت روانی، اعتماد به نفس حرفه‌ای یا تعهد کامل به مأموریت برایشان دشوارتر است. این بدان معنا نیست که حقوق و دستمزد به تنهایی انگیزه ایجاد می‌کند؛ بلکه حقوق و دستمزد ناکافی، انگیزه‌های نامشخص یا امنیت مالی ضعیف می‌تواند انگیزه را کاملاً تضعیف کند.

اینجاست که رهبران باید با نگاهی جامع‌تر به سلامت مالی فکر کنند. حقوق پایه، پورسانت‌ها، پاداش‌ها، گزینه‌های برنامه‌ریزی بازنشستگی، هزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی و آموزش مالی همگی میزان احساس امنیت کارکنان را تعیین می‌کنند. وقتی افراد باور داشته باشند که نیازهای مالی اولیه‌شان به طور معقولی محافظت می‌شود، توانایی بیشتری برای تمرکز بر کار با کیفیت بالاتر، تصمیم‌گیری قوی‌تر و اجرای منظم‌تر خواهند داشت.

ثبات مالی عملکرد بالا را تضمین نمی‌کند؛ اما بی‌ثباتی مالی اغلب حفظ عملکرد بالا را دشوارتر می‌کند.

استرس مالی در خانه نمی‌ماند

به راحتی می‌توان فرض کرد که کارمندان با شروع روز کاری، دغدغه‌های شخصی خود را پشت سر می‌گذارند. اما در واقعیت، نگرانی‌های مالی اغلب آنها را تا جلسات، مکالمات با مشتریان و تصمیمات استراتژیک همراهی می‌کند. نگرانی‌ها در مورد تورم، بدهی، پس‌انداز بازنشستگی یا هزینه‌های غیرمنتظره صرفاً با ورود به محل کار از بین نمی‌روند.

عدم قطعیت مالی می‌تواند بر اعتماد به نفس، توجه، تصمیم‌گیری و پهنای باند احساسی تأثیر بگذارد. اینها مسائل نرم نیستند؛ آنها مستقیماً بر کیفیت اجرا تأثیر می‌گذارند.

اگرچه من این موضوع را از نزدیک دیده‌ام، اما متخصص این موضوع نیستم. جف اسمیت، مالک و مشاور امانتداری در The Retirement Smith معتقد است که برنامه‌ریزی آگاهانه یکی از بهترین راه‌ها برای کاهش این عدم قطعیت است. «بهترین راه برای جلوگیری از مشکلات مالی، داشتن برنامه‌ریزی آگاهانه است. ما به بسیاری از افراد در رفع نیازهای منحصر به فردشان کمک می‌کنیم و اطمینان حاصل می‌کنیم که با افزایش سن، امور مالی آنها یک نعمت است نه یک بار.» بدیهی به نظر می‌رسد؛ اما کارمندان درجات مختلفی از پیچیدگی در مسئولیت مالی خواهند داشت.

انتهای پیام/

خبرنگار
ندا طاقی آغمیونی
منبع
فوربس

موسس و مدیرمسئول: دکتر محمدعلی نژادیان

پایگاه خبری موفقیت‌شناسی | هدف ما امیدآفرینی در جامعه و ایجاد حس خوب و مثبت است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا